تبلیغات
نوشتار مسعود ادیب

نوشتار مسعود ادیب
اگه لیلی نمی خندید ... مگه مجنون میشد مجنون 
قالب وبلاگ
تقلب در ذات فتنه است

ای شیخ تو را دیدم و چندان نپسندم
هی نیش تو باز است،تو خندان،نپسندم

بس خورده شکر،وقت سخن،تلخ شدی تو
من حامی ی تو بوده و قندان نپسندم

در کسوت روحانی و این فخر فروشی
چون دیده شدی در بر مستان نپسندم

خوب است حقوقی که تو خواندی به تقلب
بحث است در آن جمله:که سروان نپسندم

ترسو تر از آنم که روم سوی جهنم
اما به خدا،دولت لرزان نپسندم

بزدل شده یی بس که تو اخبار شنیدی
من کار تو و تعزیه گردان نپسندم

این خلق گرفتار به تو روی نمودند
چون گرگ گرفتی تو به دندان،نپسندم

دلبسته ی دشمن مشو ای شیخ،خدا را
من یوسف خود دور ز کنعان نپسندم

دشمن به تو خوش روی نشان داده ولیکن
خواهد فکند لرزه بر ارکان،نپسندم

تهدید تو را کرده پسر بچه ی سلمان
من خاطره ی اشرف افغان نپسندم

از لودگی ات دوست سرش را به زمین کرد
آن یانکی و سلمان شده رقصان،نپسندم

افشان شده گیسو،تو چرا خام و خرابی
یک بچه شده دست به فرمان،نپسندم

دور و بر تو پر شده از فتنه پرستان
گفتی که شهید و لب عطشان نپسندم

گفتم که مرو راه یزید و مشو مروان
گفتی که دگر رستم دستان نپسندم

الوان شده یی،هان حسنک،باز چه نقشه است
بس کن که ز تو مدح به مردان نپسندم

گویا که یکی آمده بازار سراغت
گفته که شدی مفت،نه ارزان،نپسندم

گفتی تو به خورشید که برجام به از توست
این شعبده بازیست،نه درمان،نپسندم

ما راه خود از رهبر و مولای گرفتیم
هرگز روش و رسم ز کلبان نپسندم


[ یکشنبه 4 تیر 1396 ] [ 12:10 ق.ظ ] [ مسعود ادیب ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب