تبلیغات
نوشتار مسعود ادیب

نوشتار مسعود ادیب
اگه لیلی نمی خندید ... مگه مجنون میشد مجنون 
قالب وبلاگ

 قدر ... خودت را خیلی بدان!!

در نخستین روزهای ماه صفر سال 37 هجری قمری نبرد صفین بین سپاه اسلام ناب محمدی و سپاه اسلام ابوسفیانی آغاز گردید. در اثنای این جنگ امام علی ( ع ) معاویه را به مبارز طلبیده و فریاد برداشت:

واى بر تو اى معاویه ، بیا دو نفرمان با یكدیگر تن به تن بجنگیم و مردم كشته نشوند.

عمرو عاص چون این سخن از علی ( ع ) بشنید به معاویه گفت : این فرصت را غنیمت بشمار، او یاران تو را كشته است. من امیدوارم كه در نبرد تن به تن تو به او غلبه كنى.

معاویه برآشفت و پاسخ داد: واى بر تو اى عمرو، به خدا سوگند نظر تو جز این نیست كه من كشته شوم و خلافت به تو برسد.

عمرو عاص به معاویه گفت: آیا از على مى‏ترسى و مرا در موعظه‏اى كه كردم متهم مى‏كنى؟ به خدا سوگند كه من با او مبارزه خواهم كرد هر چند كه هزار بار بمیرم. این بگفت و به میدان مبارزه آمد.

امام علی ( ع ) نیزه‏اى به سوى عمرو حواله كرد و عمرو به خاک فرو افتاد. عمرو چون خود را در آستانه مرگ دید ... خود را عریان ساخت ( این عمل نهایت ذلت برای رهایی از مرگ بود ).

امام علی ( ع ) روى خویش را از او برگردانید و او را  رها كرد و عمرو جان ننگ آلودش را از مهلکه برداشته و از میدان به در بُرد.

چون عمرو عاص به نزد معاویه برگشت ماجرای پیش آمده را به او گفت.

معاویه با شنیدن این واقعه به عمرو عاص گفت: قدر ... خودت را خیلی بدان!!


پاد زهر: این متن هیچ رطی به مناظره ندارد !!


[ جمعه 15 آذر 1392 ] [ 07:11 ب.ظ ] [ مسعود ادیب ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب